
پِستانهام را بُريدند.سينهاى صاف وُزَخمهايى عميق وُسوزَنْده. بُرَنْده.اما...عادَت كردهام..مَرگــَت را، اینگونهشبيهسازى كردهام....
ادامه مطلب
جیهان لە دڵما روخاوە...No FacebookNo Instagramیکسالی بیشتر، اینجا را تخته بسته بودم. بدون ِ گذاشتن ِ آرشیوش حتی. مدتی بی سر و صدا، جای دیگری مینوشتم. پس از گند زدن ِ بلاگفا به وبلاگهای ِ همه، مدتی سکوت اختیار کردم، اما تخته ی اینجا را شکستم و به خانه ام بازگشتم. حالا آرشیوش هم، میگذارم. کی؟ نمیدانم....
ادامه مطلب
چه خوش خوابى بود اِمشَب...كه به آغوشَت كِشانديَم و جان ِ دردمَنَدم، بامدادان، به لَبخَند شُد. ...
ادامه مطلب