ماهی سیاه کوچولو

متن مرتبط با «الان» در سایت ماهی سیاه کوچولو نوشته شده است

همين الان، در غريبانگى

  • نیلوبلاگ

    xa0 عشق، به طرزxa0ِ فجيعى، كـُشنده است. چه كسى گفته است عشق حالِ آدَم را خوب ميكـُند؟ دروغ است. دروغى فاحِش است. عشق پيرَت ميكـُند. عشق زِندگانيت را از چَنگالَت بيرون ميكِشَد و تو زمانى به خودَت مى آيى كه همه چيز تمام شده است. عشق دردى عميق و بى نهايت است و معشوق، نميدانم چرا، نقشى را ايفا ميكند كه در خور و مقامxa0ِ عشق و معشوق نميگنجد. معشوق ميشود دشمنت. رقيبت. ميشود مايه ى آزارت. اشكت. سپيدى موهات. معشوق ميشود كسى كه به درجه اى از تنهايى ميرساندت كه تو آسمان هم زمين بيايد، ديگر هرگز باور نميكن...

    ادامه مطلب
  • همين الان

  • نیلوبلاگ

    xa0 هَر بار كه تِلِفُنم صِدايَش بُلند ميشَوَد، دِلَم انگار از طَبقه ىِ دَهُم ِ جايى بيافتَد پايين، تِكانِ شَديدى ميخورَد. ميگويَم تويى. يَعنى دِلَم ميخواهَد تو باشى... اما خيلى وَقت است ديگر تصويرَت روىِ مونيتور ِ لعنتىِ تلفُنم نمى اُفتد.تَنهايَم در اُتاق. شُماره ى ِ خانه را گِرفتم. اسپيكِرِ تِلِفُنم را باز گُذاشتَم. صِداىِ بوق ميپيچيد در اُتاق. دستهام ميلَرزيد. اين اَشكهاىِ لَعنَتى هم بى اِجازه ميريختَند. تُ تِلِفُن را وَرنميداشتى وَ مَن ميدانِستم كه بَرنميدارى. با خودَم گُفتَم لابُد به حياط رَ...

    ادامه مطلب
  • الان

  • نیلوبلاگ

    xa0 مَردها را راحَت ميتوان شِناخت. مثَلا تو دارى درد ميكِشى و او به سَفَر ميرَوَد. به همين راحتى تَشخيصِ خيلى از مسايِل به دستِ آدَمى ميرِسَد. xa0...

    ادامه مطلب