
اگر میدانستم با نبودنش اینقدر شاد و آرام خواهم بود، که همان روز اول، در را محکم میکوبیدم توی سرش.و چقدر خوب است که آدم کسی را پیدا کند که عشق را میفهمد. دوستداشتن را. و چقدر خوب است آدم به فردی «لایق» عشق را ببخشد. بخوانید...
ادامه مطلب
جیهان لە دڵما رووخاوە.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز گندمزار موهام، تا آنسوی طراوت باران:عشقی چونان م آرزوست.چون خون در رگهای طاهره.که طاهره باشم و تو... آن گوهرِ مُرادم.( بهتاریخ عاشقی)_________کامنتها خوانده میشوند، اما نشان داده نمیشوند.Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
xa0پِستانهام را بُريدند.سينهاى صاف وُxa0زَخمهايى عميق وُxa0سوزَنْده. بُرَنْده.اما...عادَت كردهام..مَرگــَت را، اینگونهxa0شبيهسازى كردهام.xa0...
ادامه مطلب
xa0 كاش خوابهايى كه ميديدَم، واقِعى بودند. كاش خانه، تُ را داشت. خانه نه، جَهان، تُ را كـَم دارد. مَن تُ را كـَم دارم. حس ميكنم نبودَنَت هر روز بيشتر به جانَم زَخم ميزنَد. عادَت كرده ام؟ نكرده ام؟ نميدانم. فقط ميدانَم كاش مَن مُرده بودم. هَمين. xa0...
ادامه مطلب