خرید بک لینک

كاش خوابهايى كه ميديدَم، واقِعى بودند. كاش خانه، تُ را داشت. خانه نه، جَهان، تُ را كـَم دارد. مَن تُ را كـَم دارم.

حس ميكنم نبودَنَت هر روز بيشتر به جانَم زَخم ميزنَد.

عادَت كرده ام؟ نكرده ام؟ نميدانم.

فقط ميدانَم كاش مَن مُرده بودم.

هَمين.

برچسب: بامدادان که ز خلوتگه,بامدادان که تفاوت نکند,بامدادان به باغ رفتم, نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 20:44

صفحه بندی