كاش خوابهايى كه ميديدَم، واقِعى بودند. كاش خانه، تُ را داشت. خانه نه، جَهان، تُ را كـَم دارد. مَن تُ را كـَم دارم.
حس ميكنم نبودَنَت هر روز بيشتر به جانَم زَخم ميزنَد.
عادَت كرده ام؟ نكرده ام؟ نميدانم.
فقط ميدانَم كاش مَن مُرده بودم.
هَمين.
ماهی سیاه کوچولو...
ما را در سایت ماهی سیاه کوچولو دنبال میکنید
برچسب: بامدادان که ز خلوتگه,بامدادان که تفاوت نکند,بامدادان به باغ رفتم,
نویسنده:
بازدید: 168