
فکرش را هم نمیکردم از خاله بودن خودم، تا این حد خرسند و خوشحال باشم.اینکه تمام زندگی یک زن، بشود خواهرزادهاش، خیلی قشنگ است. اینکه یک زن برگردد به عکسهای گالری گوشیاش و برسد به عکسهای تولدش و شمعش را با خواهرزادهاش فوت کرده باشد؛ حتی یک عکس تکی درستحسابی از شب تولدش نداشته باشد، و در نود و پنج درصد عکسهای تکی تولد سیوشش سالگیش، یک فندق کوچک هم کنارش باشد، و در نصفشبی در غربت، از فرط دلتنگی برای خواهرزادهٔ فندقش، خواب به چشمش نیاید، خیلی حس دریاگونهای دارد؛ وقتی که آشوب است و در همانحال، زیبا و ب...
ادامه مطلب