ماهی سیاه کوچولو

متن مرتبط با «ديشب خواب تورا ديدم» در سایت ماهی سیاه کوچولو نوشته شده است

دیشب که به خوابم آمدی، شَبی پُرتَلاطُم بود. دُرُست عینِ آنu200cشَب که مُردی.

  • نیلوبلاگ

    xa0پِستانهام را بُريدند.سينهاى صاف وُxa0زَخمهايى عميق وُxa0سوزَنْده. بُرَنْده.اما...عادَت كردهام..مَرگــَت را، اینگونهxa0شبيهسازى كردهام.xa0...

    ادامه مطلب
  • خواب

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 چه خوش خوابى بود اِمشَب...كه به آغوشَت كِشانديَم و جان ِ دردمَنَدم، بامدادان، به لَبخَند شُد. xa0...

    ادامه مطلب
  • ديشب

  • نیلوبلاگ

    xa0 آنشب ِ لعنتى از خاطرم پاك نميشود.وقتى شايان با چشمهاى كودكانه و اشكبارش، هق هق كنان، رفتنت را به لرزش ِ بدنم، به لبهاى خشكم، به وحشت ِ قلبم و به چشمهاى از حدقه درآمده ام خبر داد. آنشب زار زدم. آنشب من هم مُردم. آنشب تنها بوديم و عمو با انگشتان خودش، شماره تلفن تنى چند از فاميل را گرفت و گفت بياييد كه ستون خانه مان ...و عمه ى تنهايم، زار زدنهايم را پشت تلفن با قلب ِ دردمندش، قلبم را دلنوايى ميداد. درد آنشب را، جگرم يادش آمد. و تمامى جاده را بيصدا گريستم. xa0...

    ادامه مطلب