ماهی سیاه کوچولو

متن مرتبط با «پاييز صحرا» در سایت ماهی سیاه کوچولو نوشته شده است

كوله اى پاييزى.

  • نیلوبلاگ

    xa0 يار، كه خُوش باشَد هَواش، بايد رَفت زيرxa0ِ باران xa0ُ قَدَم به قَدَم، پاييز را به آخـِر رِساند تَنهايى. دَست دَر جيبِ كُتِ خويش و نِگاه به پياده روهاىِ اين شَهرxa0ُ كوله اى به پُشت.xa0 يار، كه يادَش به يادَت بَهانه نگيردxa0ُ صِدايش نپيچَد دَر گوش، بايَد پاييز را به آغوش كِشيدxa0ُ جان به بَرگهاش سِپُرد. xa0...

    ادامه مطلب
  • پاييز

  • نیلوبلاگ

    xa0 آدم، يكجايى بايد دست از همه چيز بكشد و برود. برود تا به آرزوهايش برسد. آدم يكجايى بايد از جانش مايه بگذارد حتى. بايد هرچه دلتنگى دارد را در جاده رها كند. شيشه ى اتوبوس را بايد بغل كند و تمام اشكهايش را يكبار براى هميشه، به آغوش اتوبوس بكشاند.آدم بايد برود. اضطراب اشكها جاريست به قلبم. ميخواهند بمانند. اما حس ششم اشكهايم قوى ست. ميدانند رهايشان ميكنم. در جاده. با درد. رهايشان ميكنم.آدمى بايد برود. xa0...

    ادامه مطلب