ماهی سیاه کوچولو

متن مرتبط با «پاييز فروغ فرخزاد» در سایت ماهی سیاه کوچولو نوشته شده است

مادَرم، فروغالزمان فرخزاد

  • نیلوبلاگ

    ئەوەی ئەبێ ئاماژەی پێ بکرێ، شێعر نا، بەڵکوو ئەوینە.دڵێک تەژی مێھرەبانی، لە تەمتوومانی ژیانی ئەوسا، تا ژیانی ئێستاش، بێ بڕانەوەیە."فروغ"، ئەو دڵەیە. جیھانێک وشەیە و ڕۆنیایەکە بۆ ھەموو کات و ساتێک."فرو...

    ادامه مطلب
  • كوله اى پاييزى.

  • نیلوبلاگ

    يار، كه خُوش باشَد هَواش، بايد رَفت زيرِ باران ُ قَدَم به قَدَم، پاييز را به آخـِر رِساند تَنهايى. دَست دَر جيبِ كُتِ خويش و نِگاه به پياده روهاىِ اين شَهرُ كوله اى به پُشت. يار، كه يادَش به يادَت بَهانه نگيردُ صِدايش نپيچَد دَر گوش، بايَد پاييز را به آغوش كِشيدُ جان به بَرگهاش سِپُرد. ...

    ادامه مطلب
  • پاييز

  • نیلوبلاگ

    آدم، يكجايى بايد دست از همه چيز بكشد و برود. برود تا به آرزوهايش برسد. آدم يكجايى بايد از جانش مايه بگذارد حتى. بايد هرچه دلتنگى دارد را در جاده رها كند. شيشه ى اتوبوس را بايد بغل كند و تمام اشكهايش را يكبار براى هميشه، به آغوش اتوبوس بكشاند.آدم بايد برود. اضطراب اشكها جاريست به قلبم. ميخواهند بمانند. اما حس ششم اشكهايم قوى ست. ميدانند رهايشان ميكنم. در جاده. با درد. رهايشان ميكنم.آدمى بايد برود. ...

    ادامه مطلب