آسِمان به تنگ آمده ست.

خرید بک لینک

وقتى مُردى، او مرا دلنوايى نداد. هرگز.

وقتى مُردى، فهميدم عِشق، حيله گرترين و دروغگوترين اتفاق ِ دُنياست. اتفاقى كه تكه هاى ِ به جا مانده ى قَلبَت، در چشمانَت، تو را به سوى ِ آسِمان هدايت ميكُند. آسِمانى كه نامَش، به بُلنداى ِ نامَت، عميق است و تنها.

او سيگارَش را از من بيشتر دوست ميدارد. وقتى مُردى، تُهى شدم. تو تَمام ِ من بودى و من خالى و مجنون، در اين كُره ى ِ گردالوى ِ لعنتى ِ آبى، چرخ ميزنم... چرخ ميزنم. چرخ... و او سيگار ميكِشد.

ديشب خوابت را ديدم. لبخند ميزدى. به شادمانيَت، خوشحالَم.

ماهی سیاه کوچولو...

ما را در سایت ماهی سیاه کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 12:21

صفحه بندی