نشانه ها خوب است.
اینکه آدمی، به برهه ای از زمان برسد، و تک به تک نشانه ها را کنار هم بگذارد، آنوقت میفهمد که چه گندی به زندگانیش زده است.
مثلا وقتی شبی که میخواهی با آرامش بخوابی، کسی اشکت را در بیاورد. مثلا وقتی واقعیت ِ حرفی یا کاری را که کرده ای، به کسی بگویی و بعد طرف، هر چه از دهنش درآمد بارَت کند. مثلا وقتی هدیه ای به کسی میدهی و ازش میخواهی بپوشدش و عکسش را برایت بفرستد تا ببينيَش در بَرَش و نه ميپوشَد و نه میفرستد. مثلا وقتی از کسی میخواهی وقتی حالت خوب نیست( مثلا وقتی یک هفته از ماه، عادت ماهیانه به سراغت می آید و دلت میخواهد همش غـُر بزنی و بد و بیراه بگویی) سر به سرت نگذارد و حرفهات را به دل نگیرد، و به دل میگیرد. مثلا وقتی دلت به جهان خوش نیست و از کسی میخواهی حرفهات را گوش دهد و او تو را شکل تمساح ببیند.
میدانید؟ نشانه ها چیزهای خیلی خوبی هستند که تو سالهای بعد میبینیشان. سالهای بعد از شکستگی. مثلا همین الان که دلم لک زده برای موهام، و کسی عکسهای هنری زیبا برایت میفرستد که موها هستند و باد و زیبایی و گُل.
نشانه ها خوب اند. خیلی خوب.
ماهی سیاه کوچولو...
ما را در سایت ماهی سیاه کوچولو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 122