آنجا نيستَم. اما بارِ سنگينِ افتاده به دوشِشان را خوب ميشِناسَم. مَرگ خيلى ناگـَهانى در ميكوبد. خيلى ناگهانى ميبَرَد.
دختركِ كوچولوىِ نازنين! رفتى. و دَردَت را به جانِ مامانَت گُذاشتى و به شِكِستگىِ بابايَت.
كوچولوىِ زيباىِ مو طلايى! پِيوندَت با خُدا، مبارك باد.
--------------------
از وَقتى تو رفته اى، جهان برايم بى مَعناست. ديشَب براىِ اين فرشته ىِ بِهِشتى جَشن گرفتيد آنجا؟ اينجا شيوَن است. خدايِتان به همراه.
برچسب:
نویسنده: مهدی طاهری