ماه، كه به دامانِ شَب ميخَزَد، چَشمهاش، ميبارَد از روىِ خندانِ سرگَشته ام، در آن روز ُ و آن خيابان ُ آن مَغازه، كه گـُم گـَشتيم ُ بى مهابا، سر تا به پاى، خونين، وِل شُديم.
اينجا، دِل، تپيدَن نَتْوانَد. آنجا چِ ؟
برچسب: ماهر زين,ماه پیکر,ماه های میلادی,
نویسنده: مهدی طاهری