حس بدى دارد، خُفتن لابِلاىِ دستنوشته هايى كه تصميم به سوزاندَنشان دارى و كبريت در دستهايت ميگِريَد و بخواهى ديگر، قِيدَش را بزنى. و دردَت بيايَد اما رنجهايَت در مسير، بيشتر دردت مياوَرد و بيشتر دوست داشته باشى، ادامه ى ِ مسير را به تَنهايى و دور از واقعيات ِ چندش آور سالهاى ِ قبل، دور از بعضيها كه در مسير دوستِشان شدى حتى، باشى. دور باشى و از دروغهاى ِ كثير و شُعارهاىِ كثيفِ شان، آسيب نبينى.
بعضى زخمها در زندگىِ آدم، تا پايان ِ جهان، جايِشان تير ميكِشد. اما اين اتفاقِ بُزُرگى ست كه مى افتد: بُريدَن.
آدمى به آرامش و حقيقت نياز دارد. نه چيز ِ بيشترى.
ماهی سیاه کوچولو...
ما را در سایت ماهی سیاه کوچولو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 167