همه چیز رنگ عوض میکُند. حتی چشمهایَت.
درست مثلِ چشمهایِ من.
شناختن یا به فِضاحت کِشاندن؟
مِهر یا اِجحاف؟
ماندَن یا رَفتَن؟ از من. از تو.
مُحِب یا عَدُو؟
فراغِبال و آسودگی یا اسارَت و قَفَس؟
مُصابِرت یا ناشکیبایی؟
"بودَن یا نبودن؟
مسئله این است."*
ای یار، بر شانههایِ جهان، کمی تکیه کن. شاید اَندَکی آسوده خاطر گشتی. از اینهمه همهمهیِ پنهان و خاموشی که بَر خویش، شعلهوَر نمودهای. ای یار...
__
"...دیگر
دَم فرو بَندیم.
اینک اُفیلیایِ زیبا!
ای پریرو!
در نیایشهایِ خویش، گناهانِ من، همه، به یاد آر."**
______
* ، ** هَملت - ویلیام شکسپیر
برچسب:
نویسنده: مهدی طاهری