
جیهان لە دڵما رووخاوە.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز گندمزار موهام، تا آنسوی طراوت باران:عشقی چونانم آرزوست.چون خون در رگهای...
ادامه مطلب
سلام مهراوهٔ خوبآمدم از داستان پریروزم بنویسم، که کامنتت را دیدم. خیلی خوشحالم کردی. همیشه که مولانا میخوانم، یا اسم مولانا میآید، یاد تو میافتم. کسی متخلص به مهراوه، که سالهای خیلی دور مرا به مولاناخوانی تشویق میکرد. تشویق که نه، یک جورهایی میشود نامش را پند گذاشت. دنیای امروزه، دنیای عجیب و غریبی ست. و صدالبته که آدمها، بیشتر.بر دیدهٔ منت گذاشتهام قدومت را در این سالهای سرد و سیاه. درست است که زیاد نمینویسم اما باز هم بخوان اینجا را. هر گاه که حوصلهات کشید... مانا باشی و سلامت مهراوهٔ مولانا._...
ادامه مطلب
بیشتر از دو سال است که با کرونا درگیریم.من در این مدت علاوه بر مشکلاتی که کووید، لاکداون و مشتقات کووید سر راهِ جهان گذاشت، سختیهای شخصی بسیاری را هم از غربت، به دوش داشتم. و تمام این مدت هم بهشدت از کرونا واهمه داشتم، اما این مرضِ جهانگیر سراغم نیامد. به مکانهای مختلف و شهرهای مختلف رفتوآمدهای بسیار داشتم؛ در اوج کرونا چندبار در بیمارستان بستری شدهام؛ در این مدت به کلینیکهای پزشکی رفتهام؛ در قرمز بودن شهرهای مختلف ایران، به ایران آمدم و دوباره به غربت برگشتم؛ سه دوز واکسن فایزر زدم؛ با انواع و ...
ادامه مطلب
بهار در راه است و زندگی بر مدار سبزشدن.بیا پیالهای چای بنوشیم، زیر اولین باران بهار، با هم.من شمارش را آغاز کردهام؛ که بهار بیاید و در اولین بارانش، پیالهای چایِ تلخ و گرم، بنوشیم.تو سماور را روشن کن، دو استکان چای بریز و لبِ پنجره بنشین.نبات و شکلات و شیرینیاش، با من.مگذار پرنده، دوباره در خیابان بمیرد. بخوانید...
ادامه مطلب
کسی میآید. کسی که دستهایت را میگیرد، آنگاه که زخمی و خونی در جادهٔ عشق رها شدهبودی؛ و تو را در آسمان مِهرش به آغوش میکشد، آرام و گرم؛ بیهیچ چشمداشتی. آنوقت تو ذرهذره فراموش میکنی. زخمهایت را. اشکهایت را. تنهاییهات را. عشق دردناکت را. و تمام آنچه را که از دستت شدهبود.دوستداشتن، وقتی که راستین باشد، جز خنده، چیز بیشتری به همراه ندارد.و تو تمام زخمهایت را دفن میکنی، برای خاطر روزی که به یکباره زخم بودی، و کسی آمد تا به یکباره به تیمارت نشیند. برای ابد. برای خاطر دوستداشتن؛ و حالاست که شری...
ادامه مطلب
اگر میدانستم با نبودنش اینقدر شاد و آرام خواهم بود، که همان روز اول، در را محکم میکوبیدم توی سرش.و چقدر خوب است که آدم کسی را پیدا کند که عشق را میفهمد. دوستداشتن را. و چقدر خوب است آدم به فردی «لایق» عشق را ببخشد. بخوانید...
ادامه مطلب
جیهان لە دڵما رووخاوە.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز گندمزار موهام، تا آنسوی طراوت باران:عشقی چونان م آرزوست.چون خون در رگهای طاهره.که طاهره باشم و تو... آن گوهرِ مُرادم.( بهتاریخ عاشقی)_________کامنتها خوانده میشوند، اما نشان داده نمیشوند.Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
وقتی عشقِ کسی، در قلبتان به نفرت تبدیل شود، خب، واقعیت آن است که قلب، برای خودش چاره مییابد. مثلا دوباره عاشق میشود.اما تکلیفِ آنهمه خون و آنهمه کلماتی که باریدند بر قلب و ذهن و چشم و تَن و کیبورد و شعر و وبلاگ و زندگی، چه میشود؟شما بگویید._____________پینوشت:عشق به کسی، بهخودیخود، جایش را به بیزاری و نفرت و گُریز از او، نمیدهد. باور بفرمایید. Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
مرۆڤ ئەو کاتە ئیزنی هەیە عاشق بێت، که کەسێکی هاوبیری خۆی ببینێتەوە و پێکەوە پێبکەنن. پێکەوە لە یەک پەنجەرەوە لە دونیا بڕوانن. بە ڕەنگی خۆیانەوە. دەنا فیالباقی، هەر هەمووی فیشقیات و توڕڕەهاتە. تەنانەت...
ادامه مطلب
اینروزها، بیشتر از هر زمانِ دیگری، مرگ را بیخِ گوشم حس میکنم. حتی بیشتر از همان شبی که شمارهام را تویِ بلکلیست گذاشتی وَ متعاقباً شمارهات را تویِ بلکلیست گذاشتم وُ وَرایِ آن، نرم و آرام، رَدِّ ار...
ادامه مطلب
xa0تنهای تنها در آسمان دنیا.xa0با این همه درد،xa0به فکر پرواز است.xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0...
ادامه مطلب
سالهاست وفاداریَم را به وبلاگنویسیxa0ثابت کردهام. اینجا را از هرجایِ دیگری دوستتَرxa0میدارَم. اینجا اَمنتَرینxa0و آرامتَرینxa0جایِ جَهان است.xa0فارغ از جَبرهایِ جغرافیا و تاریخ و سیاست و فِراق و وِصال. اَم...
ادامه مطلب
xa0برینێکی قورس لە ڕۆحما، بەچکەی کردووە لەxa0جەستەما.ڕۆح و جەستە، ھەردوک تێکەڵاوی زامێکی ساڕێژنەبوون.xa0xa0...
ادامه مطلب
میدانی عزیزم...آنقدر که تویِ دلم را میفشارم، آنقدر که میچِلانَمَش، تو هم میلولی بههَم، میانِ رَگها و مویرگهایِ قلبم.آنقدر حرف تویِ دلم مانده که غمبادَم اَبَدی شده؛xa0آنقدر به خودم گفتهام: بعضی رابطهه...
ادامه مطلب
ئەوەی ئەبێ ئاماژەی پێ بکرێ، شێعر نا، بەڵکوو ئەوینە.xa0دڵێک تەژی مێھرەبانی، لە تەمتوومانی ژیانی ئەوسا، تا ژیانی ئێستاش، بێ بڕانەوەیە."فروغ"، ئەو دڵەیە. جیھانێک وشەیە و ڕۆنیایەکە بۆ ھەموو کات و ساتێک."فرو...
ادامه مطلب
نامەوێ وەک دیل بژیم، من ژینی ئینسانم دەوێپەیکەرەیxa0وشکی ژیانم بانگ دەکا: گیانم دەوێ...نامەوێ چیتر ببینم ڕەنگی زەردی کۆرپەکانڕەنگی سوور و لێوی بەبزە و چاوی شادانم دەوێxa0- ئەحمەد بازگر-ی خۆشەویستxa0____________ئەگەر ویستتان ھەمووی شێعرەکە بخوێننەوە،xa0ناوی شێعر: "مەیلی بێستان" ە.xa0...
ادامه مطلب
xa0این روزا همش غذاهام یا شوووور میشه و معدهمو میریزه بههم، یا میسوزه و دیگه میشه یه چیز دیگه کاملا.xa0xa0پینوشت:xa0درحالِ خوردنِ عدسی، ببخشید پارهآجُر،xa0که در ثانیههایِ آخر، به دادش رسیدم ولی دیگه کاملا ته گرفته بود.xa0با تشکرشبِتون بهخیر و شادمانی...
ادامه مطلب
xa0در غُربَت فرو رفته ام، تا جان دَهَم و رها شوی.xa0...
ادامه مطلب
xa0كە خۆر دائەچێ ،ئاسمان ئاوس ئەبێتەوە بە تاریكی ،ژان ئەچێژێ وxa0خۆر لە داوێنی هەڵدێتەوە .xa0-٢٠١٢-...
ادامه مطلب
xa0xa0بشنوید:xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0نەرمین، داخزا لە پەنجەت و دامرکاxa0xa0...
ادامه مطلب