
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «دعا میکنیم برای نالایقلان روزگار، که فردی چون خویشتنشان نصیب شود» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اگر میدانستم با نبودنش اینقدر شاد و آرام خواهم بود، که همان روز اول، در را محکم میکوبیدم توی سرش. و چقدر خوب است که آدم کسی را پیدا کند که عشق را میفهمد. دوستداشتن را. و چقدر خوب است...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «چای و بهار و پرندهای در خیابان» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بهار در راه است و زندگی بر مدار سبزشدن.بیا پیالهای چای بنوشیم، زیر اولین باران بهار، با هم.من شمارش را آغاز کردهام؛ که بهار بیاید و در اولین بارانش، پیالهای چایِ تلخ و گرم، بنوشیم.تو سماور را روشن کن...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بالاخره آمدی؟» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بیشتر از دو سال است که با کرونا درگیریم.من در این مدت علاوه بر مشکلاتی که کووید، لاکداون و مشتقات کووید سر راهِ جهان گذاشت، سختیهای شخصی بسیاری را هم از غربت، به دوش داشتم. و تمام این مدت هم بهشدت از کرونا واهمه داشتم، اما ا...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «ژن، ژیان، ئازادی» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. حالا چه آقا؟جرئت داری تمام زنان جهان را که در خون غلتیدهاند، قحبه بنامی؟حالا چه آقا؟واژهٔ زن را فهمیدی؟ زندگی را چه؟ آزادی را چه؟یا که در لاک نرسالاریت غرق در اسارتی هنوز؟ و برای خالی نماندن عریضهٔ روشنفکرانهٔ مجازیت،...
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «برای مهراوه» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سلام مهراوهٔ خوبآمدم از داستان پریروزم بنویسم، که کامنتت را دیدم. خوشحالم کردی. همیشه که مولانا میخوانم، یا اسم مولانا میآید، یاد تو میافتم. کسی متخلص به مهراوه، که سالهای خیلی دور مرا پند میداد به مولاناخوانی.میدانی دنیای امروزه، دنیای...
ادامه مطلب
سلام مهراوهٔ خوبآمدم از داستان پریروزم بنویسم، که کامنتت را دیدم. خیلی خوشحالم کردی. همیشه که مولانا میخوانم، یا اسم مولانا میآید، یاد تو میافتم. کسی متخلص به مهراوه، که سالهای خیلی دور مرا به مولاناخوانی تشویق میکرد. تشویق که نه، یک جورهایی میشود نامش را پند گذاشت. دنیای امروزه، دنیای عجیب و غریبی ست. و صدالبته که آدمها، بیشتر.بر دیدهٔ منت گذاشتهام قدومت را در این سالهای سرد و سیاه. درست است که زیاد نمینویسم اما باز هم بخوان اینجا را. هر گاه که حوصلهات کشید... مانا باشی و سلامت مهراوهٔ مولانا.__________________روز معمولیای را سپری کرده بودم. با بچهها قرار گذاشته بودیم شام را بیرون باشیم و بعد هم به تماشای تئاتر برویم. عصر رفته بودم برای انجام کاری. در بازگشت، اتوبوس سوار شدم و ترافیک سنگین ...
ادامه مطلب
بیشتر از دو سال است که با کرونا درگیریم.من در این مدت علاوه بر مشکلاتی که کووید، لاکداون و مشتقات کووید سر راهِ جهان گذاشت، سختیهای شخصی بسیاری را هم از غربت، به دوش داشتم. و تمام این مدت هم بهشدت از کرونا واهمه داشتم، اما این مرضِ جهانگیر سراغم نیامد. به مکانهای مختلف و شهرهای مختلف رفتوآمدهای بسیار داشتم؛ در اوج کرونا چندبار در بیمارستان بستری شدهام؛ در این مدت به کلینیکهای پزشکی رفتهام؛ در قرمز بودن شهرهای مختلف ایران، به ایران آمدم و دوباره به غربت برگشتم؛ سه دوز واکسن فایزر زدم؛ با انواع و اقسام آدمها روبهرو شدم؛ اینجا برداشتن ماسک آزاد شد جز در قطار و اتوبوس، و ماسک برداشتم اما کرونا سراغم نیامد.نیامد نیامد نیامد تا دیروز. بالاخره منت گذاشت و زنگ خانۀ مرا هم زد...خب... حالمان خوش نیست ...
ادامه مطلب
کسی' href='/last-search/?q=کسی'>کسی' href='/last-search/?q=کسی'>کسی میآید. کسی که دستهایت را میگیرد، آنگاه که زخمی و خونی در جادهٔ عشق رها شدهبودی؛ و تو را در آسمان مِهرش به آغوش میکشد، آرام و گرم؛ بیهیچ چشمداشتی. آنوقت تو ذرهذره فراموش میکنی. زخمهایت را. اشکهایت را. تنهاییهات را. عشق دردناکت را. و تمام آنچه را که از دستت شدهبود.دوستداشتن، وقتی که راستین باشد، جز خنده، چیز بیشتری به همراه ندارد.و تو تمام زخمهایت را دفن میکنی، برای خاطر روزی که به یکباره زخم بودی، و کسی آمد تا به یکباره به تیمارت نشیند. برای ابد. برای خاطر دوستداشتن؛ و حالاست که شریعتی را درمییابی که میگفت دوستداشتن از عشق برتر است. بخوانید...
ادامه مطلب
اگر میدانستم با نبودنش اینقدر شاد و آرام خواهم بود، که همان روز اول، در را محکم میکوبیدم توی سرش.و چقدر خوب است که آدم کسی را پیدا کند که عشق را میفهمد. دوستداشتن را. و چقدر خوب است آدم به فردی «لایق» عشق را ببخشد. بخوانید...
ادامه مطلب
جیهان لە دڵما رووخاوە.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز گندمزار موهام، تا آنسوی طراوت باران:عشقی چونان م آرزوست.چون خون در رگهای طاهره.که طاهره باشم و تو... آن گوهرِ مُرادم.( بهتاریخ عاشقی)_________کامنتها خوانده میشوند، اما نشان داده نمیشوند.Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
اینروزها، بیشتر از هر زمانِ دیگری، مرگ را بیخِ گوشم حس میکنم. حتی بیشتر از همان شبی که شمارهام را تویِ بلکلیست گذاشتی وَ متعاقباً شمارهات را تویِ بلکلیست گذاشتم وُ وَرایِ آن، نرم و آرام، رَدِّ ار...
ادامه مطلب
تنهای تنها در آسمان دنیا.با این همه درد،به فکر پرواز است. ...
ادامه مطلب
برینێکی قورس لە ڕۆحما، بەچکەی کردووە لەجەستەما.ڕۆح و جەستە، ھەردوک تێکەڵاوی زامێکی ساڕێژنەبوون....
ادامه مطلب
میدانی عزیزم...آنقدر که تویِ دلم را میفشارم، آنقدر که میچِلانَمَش، تو هم میلولی بههَم، میانِ رَگها و مویرگهایِ قلبم.آنقدر حرف تویِ دلم مانده که غمبادَم اَبَدی شده؛آنقدر به خودم گفتهام: بعضی رابطهه...
ادامه مطلب
ئەوەی ئەبێ ئاماژەی پێ بکرێ، شێعر نا، بەڵکوو ئەوینە.دڵێک تەژی مێھرەبانی، لە تەمتوومانی ژیانی ئەوسا، تا ژیانی ئێستاش، بێ بڕانەوەیە."فروغ"، ئەو دڵەیە. جیھانێک وشەیە و ڕۆنیایەکە بۆ ھەموو کات و ساتێک."فرو...
ادامه مطلب
نامەوێ وەک دیل بژیم، من ژینی ئینسانم دەوێپەیکەرەیوشکی ژیانم بانگ دەکا: گیانم دەوێ...نامەوێ چیتر ببینم ڕەنگی زەردی کۆرپەکانڕەنگی سوور و لێوی بەبزە و چاوی شادانم دەوێ- ئەحمەد بازگر-ی خۆشەویست____________ئەگەر ویستتان ھەمووی شێعرەکە بخوێننەوە،ناوی شێعر: "مەیلی بێستان" ە....
ادامه مطلب
بشنوید: نەرمین، داخزا لە پەنجەت و دامرکا...
ادامه مطلب
بعد از چندماه بالاخره امروز که جمعه باشد، واقعا جمعه بود. یعنی چی؟ یعنی تا لنگِ ظهر خوابیدم. چرا؟چون امروز از اون روزایِ بارانی و بادیهکه شهرداری هشدار قرمز داد دیروز و این یعنی همهجا تعطیل. دلیلِد...
ادامه مطلب
دراز کشیدهام و پتو را دورِ خودم پیچیدهام. دلم میخواهد ساعتی بخوابم. اما باد و باران نمیگذارند که. داشتم به زندگی فکر میکردم. به خودم. به خوشبختها و بدبختها. به جوانمردان و ناجوانمردان. به تمامِ روزه...
ادامه مطلب
بُزُرگمَردِ کوچک...هرچه نویسَم، قاصرم.جهان قاصر است از برایَت.تو بویِ نان میدهی. نانی که نداشتی...شانههات بویِ نان میدهد. نانی که نداشتی....
ادامه مطلب