
سلام مهراوهٔ خوبآمدم از داستان پریروزم بنویسم، که کامنتت را دیدم. خیلی خوشحالم کردی. همیشه که مولانا میخوانم، یا اسم مولانا میآید، یاد تو میافتم. کسی متخلص به مهراوه، که سالهای خیلی دور مرا به مولاناخوانی تشویق میکرد. تشویق که نه، یک جورهایی میشود نامش را پند گذاشت. دنیای امروزه، دنیای عجیب و غریبی ست. و صدالبته که آدمها، بیشتر.بر دیدهٔ منت گذاشتهام قدومت را در این سالهای سرد و سیاه. درست است که زیاد نمینویسم اما باز هم بخوان اینجا را. هر گاه که حوصلهات کشید... مانا باشی و سلامت مهراوهٔ مولانا._...
ادامه مطلب
بیشتر از دو سال است که با کرونا درگیریم.من در این مدت علاوه بر مشکلاتی که کووید، لاکداون و مشتقات کووید سر راهِ جهان گذاشت، سختیهای شخصی بسیاری را هم از غربت، به دوش داشتم. و تمام این مدت هم بهشدت از کرونا واهمه داشتم، اما این مرضِ جهانگیر سراغم نیامد. به مکانهای مختلف و شهرهای مختلف رفتوآمدهای بسیار داشتم؛ در اوج کرونا چندبار در بیمارستان بستری شدهام؛ در این مدت به کلینیکهای پزشکی رفتهام؛ در قرمز بودن شهرهای مختلف ایران، به ایران آمدم و دوباره به غربت برگشتم؛ سه دوز واکسن فایزر زدم؛ با انواع و ...
ادامه مطلب
کسی میآید. کسی که دستهایت را میگیرد، آنگاه که زخمی و خونی در جادهٔ عشق رها شدهبودی؛ و تو را در آسمان مِهرش به آغوش میکشد، آرام و گرم؛ بیهیچ چشمداشتی. آنوقت تو ذرهذره فراموش میکنی. زخمهایت را. اشکهایت را. تنهاییهات را. عشق دردناکت را. و تمام آنچه را که از دستت شدهبود.دوستداشتن، وقتی که راستین باشد، جز خنده، چیز بیشتری به همراه ندارد.و تو تمام زخمهایت را دفن میکنی، برای خاطر روزی که به یکباره زخم بودی، و کسی آمد تا به یکباره به تیمارت نشیند. برای ابد. برای خاطر دوستداشتن؛ و حالاست که شری...
ادامه مطلب
اگر میدانستم با نبودنش اینقدر شاد و آرام خواهم بود، که همان روز اول، در را محکم میکوبیدم توی سرش.و چقدر خوب است که آدم کسی را پیدا کند که عشق را میفهمد. دوستداشتن را. و چقدر خوب است آدم به فردی «لایق» عشق را ببخشد. بخوانید...
ادامه مطلب
جیهان لە دڵما رووخاوە.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز گندمزار موهام، تا آنسوی طراوت باران:عشقی چونان م آرزوست.چون خون در رگهای طاهره.که طاهره باشم و تو... آن گوهرِ مُرادم.( بهتاریخ عاشقی)_________کامنتها خوانده میشوند، اما نشان داده نمیشوند.Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
اینروزها، بیشتر از هر زمانِ دیگری، مرگ را بیخِ گوشم حس میکنم. حتی بیشتر از همان شبی که شمارهام را تویِ بلکلیست گذاشتی وَ متعاقباً شمارهات را تویِ بلکلیست گذاشتم وُ وَرایِ آن، نرم و آرام، رَدِّ ار...
ادامه مطلب
xa0تنهای تنها در آسمان دنیا.xa0با این همه درد،xa0به فکر پرواز است.xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0...
ادامه مطلب
xa0برینێکی قورس لە ڕۆحما، بەچکەی کردووە لەxa0جەستەما.ڕۆح و جەستە، ھەردوک تێکەڵاوی زامێکی ساڕێژنەبوون.xa0xa0...
ادامه مطلب
میدانی عزیزم...آنقدر که تویِ دلم را میفشارم، آنقدر که میچِلانَمَش، تو هم میلولی بههَم، میانِ رَگها و مویرگهایِ قلبم.آنقدر حرف تویِ دلم مانده که غمبادَم اَبَدی شده؛xa0آنقدر به خودم گفتهام: بعضی رابطهه...
ادامه مطلب
ئەوەی ئەبێ ئاماژەی پێ بکرێ، شێعر نا، بەڵکوو ئەوینە.xa0دڵێک تەژی مێھرەبانی، لە تەمتوومانی ژیانی ئەوسا، تا ژیانی ئێستاش، بێ بڕانەوەیە."فروغ"، ئەو دڵەیە. جیھانێک وشەیە و ڕۆنیایەکە بۆ ھەموو کات و ساتێک."فرو...
ادامه مطلب
نامەوێ وەک دیل بژیم، من ژینی ئینسانم دەوێپەیکەرەیxa0وشکی ژیانم بانگ دەکا: گیانم دەوێ...نامەوێ چیتر ببینم ڕەنگی زەردی کۆرپەکانڕەنگی سوور و لێوی بەبزە و چاوی شادانم دەوێxa0- ئەحمەد بازگر-ی خۆشەویستxa0____________ئەگەر ویستتان ھەمووی شێعرەکە بخوێننەوە،xa0ناوی شێعر: "مەیلی بێستان" ە.xa0...
ادامه مطلب
xa0xa0بشنوید:xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0نەرمین، داخزا لە پەنجەت و دامرکاxa0xa0...
ادامه مطلب
بعد از چندماه بالاخره امروز که جمعه باشد، واقعا جمعه بود. یعنی چی؟ یعنی تا لنگِ ظهر خوابیدم. چرا؟چون امروز از اون روزایِ بارانی و بادیهxa0که شهرداری هشدار قرمز داد دیروز و این یعنی همهجا تعطیل. دلیلِxa0د...
ادامه مطلب
دراز کشیدهام و پتو را دورِ خودم پیچیدهام. دلم میخواهد ساعتی بخوابم. اما باد و باران نمیگذارند که. داشتم به زندگی فکر میکردم. به خودم. به خوشبختها و بدبختها. به جوانمردان و ناجوانمردان. به تمامِ روزه...
ادامه مطلب
بُزُرگمَردِ کوچک...هرچه نویسَم، قاصرم.جهان قاصر است از برایَت.تو بویِ نان میدهی. نانی که نداشتی...xa0شانههات بویِ نان میدهد. نانی که نداشتی....
ادامه مطلب
من پێناسەم شاخە و پێنووسم بەفر و پەڕاوێزی نیگام، گوللە.من تەمەنم ئاھێکە لە داوێنی چیا ئەزێ و دەنگم، شەقەی باڵی خوێناوی ھەموو جیھانی تیایە.من نان ئەكێڵم و خوێن دروێنە ئەکەم و بەقەد باڵای زەویی خەساوتر لە خۆم، سروودی یەکسانی ھەڵەدەم.xa0دێوزمەی تەمەنیش، بە کۆڵمەوە، ھەتاییە؛ڕێک وەک خوێناوی دایکم -نیشتمان.پێک ھەڵدەنەوە چیاکان...خۆشیتان چیاکان...سەرتان سڵامەت چیاکان. زۆر ئاە ماوە بزێم....
ادامه مطلب
xa0شەوی یەلدایە یا دەیجوورە ئەمشەوکە دیدەم دوور لە تۆ بێ نوورە ئەمشەودڵم وەک حاکمی مەعزوولە قوربانخەڵاتی وەسڵی تۆی مەنزوورە ئەمشەو...xa0| حەزرەتەکەی نالی |xa0...
ادامه مطلب
xa0xa0بەجێ ماوم لە یاران، نا بە جێ ماوم، ئەجەل زوو بەبە مردن لەم قوسووری ژینە ئیستیعفا نەکەم، چ بکەم-مەحوی-xa0xa0...
ادامه مطلب
xa0پِستانهام را بُريدند.سينهاى صاف وُxa0زَخمهايى عميق وُxa0سوزَنْده. بُرَنْده.اما...عادَت كردهام..مَرگــَت را، اینگونهxa0شبيهسازى كردهام.xa0...
ادامه مطلب
xa0"جهانی که برایِxa0زنان جایِ بهتری باشد،آن جهان برایِ مردان نیز، جایِ بهتری خواهد بود."xa0xa0...
ادامه مطلب