رفراندوم - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 3:16
حس خوبی ست وقتی تاریخ تولدِ آدمی، مصادف باشد با پیروزی استقلال کردستان عراق.xa0 اما جدایِ تمام اینها، سی سالگیست که به قلبت هجوم می آورد. فروغ گفتنی سی سالگی سن کمال است. اما، اگر میتوانستم، زمان را به عقب بازگردانده و این ده سالِ اخیر را از عُمرم جدا میکردم. آنوقت ده سال بعدترش، سی سالگی برایم سن ک...
كـُدامين هـَشت؟ - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
xa0 خُب. تَبريكات، شـُعارها، و بَرجَسته شُدنxa0ِ زَن، دوست داشته شُدَنَش، نوشتَن برايَش، مَنعِ خشونت به زن، صِداىِ رَسانه هاىِ تَصويرى و صوتى، و و و شروع شد. به خودمان نيم نگاهى بيندازيم. آيا چيزى تغيير كَرده ست؟ آيا همه چيز خوب پيش ميرَوَد؟ آيا به حقوقxa0ِ انسانىxa0ِ خود رسيده ايم؟ آيا آزادى و براب...
خَستِگى - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
آيا قرار نيست آرامِشxa0ُ اَمنيتى به راه بيايَد و دَر قَلْبَم خانه گــُزينــَد؟ برچسبها: پیله ای در پاییزِ جان+ xa0۱۳۹۵/۱۲/۲۴xa0xa0xa0صُـبحى سليمىxa0
نَوَد ُ شِش - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
xa0 بهار كه میشود،زمين جوانه میزند بهسانِ خورشيد، كه شبها میمیرد ُ قُقنوسوَش صُبح میزايَد نورى دیگر.اما، كودكانِ سرزمينِ من، هنوز دَست میفروشند ُ زنانِ سرزمین ِمن، جان. وَxa0مردانِ سرزمينِ من، بهxa0كِتفهاشان میكشانند، نان. بهار كه میشود،خانه ها بوی ِ تنِ او دارد كه رفت ُ خانهها را يائسه كرد.xa0اما
چاى ِ ليوانى ِ تلخ ُ داغ ميخواهَم. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
جیهان لە دڵما روخاوە...No FacebookNo Instagramیکسالی بیشتر، اینجا را تخته بسته بودم. بدون ِ گذاشتن ِ آرشیوش حتی. مدتی بی سر و صدا، جای دیگری مینوشتم. پس از گند زدن ِ بلاگفا به وبلاگهای ِ همه، مدتی سکوت اختیار کردم، اما تخته ی اینجا را شکستم و به خانه ام بازگشتم. حالا آرشیوش هم، میگذارم. کی؟ نمیدانم.
مَرگ، صادِقانه ترين حقيقتِ جهان است. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
xa0 نوشته بودم: ھەناوم بۆنی سووتووی جگەرەی حەفتا ساڵەی " مامە"ی لێ دێ.xa0 " مامە" رفتxa0ُ سيگارهاش بى همدم ماندند.xa0 آدَمها يِك به يِك مى آيَندxa0ُ يِك به يِك ميرَوَند. زِندِگانى به طرزِ فَجيعى تَنهايَت ميگـُذارد. و مــَرگ، قاپَنده ترين دَهان است. xa0إنا لِله و إنا إليه راجعونxa0 روانِ شادَت غَريقِ...
غُربت - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
جیهان لە دڵما روخاوە...No FacebookNo Instagramیکسالی بیشتر، اینجا را تخته بسته بودم. بدون ِ گذاشتن ِ آرشیوش حتی. مدتی بی سر و صدا، جای دیگری مینوشتم. پس از گند زدن ِ بلاگفا به وبلاگهای ِ همه، مدتی سکوت اختیار کردم، اما تخته ی اینجا را شکستم و به خانه ام بازگشتم. حالا آرشیوش هم، میگذارم. کی؟ نمیدانم.
١٩ اُرديبِهِشت - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
xa0 xa0 يادِتانxa0باشَدxa0كهxa0بهxa0شعر،xa0بهxa0آواز،xa0بهxa0رؤياهايتان،xa0بهxa0ليلاهايِتانxa0پُشتxa0نكنيد. xa0.از نامه ىِ فرزاد كمانگر به شاگِردانَش. xa0 نوزده ارديبهشت،xa0 ساليادِ معلِم ِ شهيد " فرزاد كمانگر" xa0 و روزِ معلم، بر تمام معلمان سرزمينم مبارك. و راهxa0ِ خونينxa0ِ سرزمينم سبز باد. xa0 ب...
#کارزار_منع_خشونت_خانوادگی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
xa0 خشونت،xa0لمسxa0شدنیست. آدمىxa0تاxa0لمسشxa0نكند،xa0دركشxa0سختxa0ميبايد. فهمxa0وxa0درك،xa0دوxa0مقوله ىxa0جدايند. ماxa0زنانىxa0راxa0ميفهميمxa0كهxa0موردxa0خشونتxa0قرارxa0گرفته اند،xa0اماxa0دركشانxa0نميكنيم.xa0 خشونت،xa0تنهاxa0بهxa0جسمxa0خلاصهxa0نميشود. بهxa0روانxa0همxa0ميرسد. بهxa0روانxa0كهxa0برسد،x...
يك هفته از ماه، به تاريخِ تير. - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 5:00
xa0 هيچكسxa0نخواهد بود؛ زمانىxa0كهxa0محتاجيدxa0بهxa0بودنى. احتياجِxa0خويشxa0راxa0درxa0قلبهاتانxa0نگهxa0داريد. امنxa0ميمانيد. آسيبxa0نميبينيد. وxa0يادxa0ميگيريدxa0چگونهxa0درxa0تنهايى،xa0زندگىxa0راxa0بالاxa0بياوريد،xa0تاxa0حالتانxa0بهترxa0شود. برچسبها: پيله اى در پاييزِ جان, تەقینەوە+ xa0۱۳۹۶/۰۴/۲۶xa0...
ماه - تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:44
xa0 ماه، كه به دامانِ شَب ميخَزَد، چَشمهاش، ميبارَد از روىِ خندانِ سرگَشته ام، در آن روز ُ و آن خيابان ُ آن مَغازه، كه گـُم گـَشتيم ُ بى مهابا، سر تا به پاى، خونين، وِل شُديم.xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...
كوله هاى ِ تنهايى - تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:44
xa0 آدمى زياد فِكرهاىِ اشتِباه ميكـُند. مثلا فِكر ميكُند يار، دِلش برايَت تنگ شده. يار، دِلَش هواىِ حرفات را كرده. اما اشتباه فِكر ميكَردى.xa0 همچِنان در نظرِ يار مـُرده اى بيش نيستى. و همچِنان در نظرِ يار، بى اهميتى. حتى بيشتر از قَبل. و تو در خود فرو ميرَوى، ميرَوى و تنها راهِ مُمكِن را، رَفتن ميد...
مَرگ - تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:44
xa0 آنجا نيستَم. اما بارِ سنگينِ افتاده به دوشِشان را خوب ميشِناسَم. مَرگ خيلى ناگـَهانى در ميكوبد. خيلى ناگهانى ميبَرَد. دختركِ كوچولوىِ نازنين! رفتى. و دَردَت را به جانِ مامانَت گُذاشتى و به شِكِستگىِ بابايَت. كوچولوىِ زيباىِ مو طلايى! پِيوندَت با خُدا، مبارك باد. -------------------- از وَقتى تو ...
صِدايى كه دِلت ميخواهَد بپيچَد به جانَت. - تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:44
xa0 وَقتى صِداىِ كـَسى را، پس از گـُذشتِ ايامهاىِ تلخ xa0ُ پس از گـُذشتِ فاصله ها ميشنِوى، اِنگار به فَضا ميروى. فضايى جز آنچه در ميانه ىxa0ِ شما بود. فضايى دور. مـكانى ديگر. آنجا كه سُكوت، نِشانِ عِشق شود. آن لَحظه را ميسِتايى. دِلَت ميخواهد دُنيا همانجا تمام شود، بايستَد. وَ همه جا پُر شود از صِدا...
چه عُنوانى تَواند داشت؟ - تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:44
xa0 دِل به سَختى ميتَپَد، وَقتى دَرها همه قُفلxa0ُ قُفلxa0ُ قفل شَوَند. هاى دِل! لُطفا از تَپيدَن بايست. نَتْوانَم ادامه َ ت را. xa0
بامدادان - تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:44
xa0 كاش خوابهايى كه ميديدَم، واقِعى بودند. كاش خانه، تُ را داشت. خانه نه، جَهان، تُ را كـَم دارد. مَن تُ را كـَم دارم. حس ميكنم نبودَنَت هر روز بيشتر به جانَم زَخم ميزنَد. عادَت كرده ام؟ نكرده ام؟ نميدانم. فقط ميدانَم كاش مَن مُرده بودم. هَمين. xa0
I'm all alone - تاریخ: 1395/9/12 ساعت: 20:44
xa0xa0xa0 آدمى، به طرزxa0ِ فجيعى تنهاست.
كوله اى پاييزى. - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 19:09
xa0 يار، كه خُوش باشَد هَواش، بايد رَفت زيرxa0ِ باران xa0ُ قَدَم به قَدَم، پاييز را به آخـِر رِساند تَنهايى. دَست دَر جيبِ كُتِ خويش و نِگاه به پياده روهاىِ اين شَهرxa0ُ كوله اى به پُشت.xa0 يار، كه يادَش به يادَت بَهانه نگيردxa0ُ صِدايش نپيچَد دَر گوش، بايَد پاييز را به آغوش كِشيدxa0ُ جان به بَرگهاش...
خواب - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:26
xa0 xa0 چه خوش خوابى بود اِمشَب...كه به آغوشَت كِشانديَم و جان ِ دردمَنَدم، بامدادان، به لَبخَند شُد. xa0
ديروز - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 4:15
xa0 ديروز مُعلِمم گفت: انگار يكى دو جَلَسه ست حواسِت سرِ كِلاس نيست. شوكه شُدى؟ كُجا ميپَرى؟ .. وَ من به همان لَحظه، xa0شعرِ رنج در ذِهنَم چرخيدُ آمدxa0ُ رَفت: "ڕۆڵە خەیاڵت لە کوێیە؟ تۆ هەر بە ناو خوێندکاریت و پەڕاو و پێنووست پێیە! ڕۆڵە ئەترسم دەرنەچی! چۆن خەیاڵ لێت بێزار نابێ؟ هەموو ڕۆژێ بۆ کوێ ئەچ...